ای کاش چشم دوربین با حیا تر بود(تحلیلی از فیلم رسوایی )
47 بازدید
تاریخ ارائه : 8/19/2013 3:18:00 PM
موضوع: سایر

اي کاش چشم دوربين با حيا تر بود(تحليلي از فيلم رسوايي )

از وقتي تبليغات فيلم رسوايي به کارگرداني مسعود ده نمکي در جشنواره فيلم فجر به صحنه آمد و اکبر عبدي به عنوان يک روحاني ظاهر شده بود ، احساس وظيفه کردم که به سينما بروم اما توفيق نشد .

 اکنون که پس از مدتي آن فيلم در قالب سي دي عرضه شده خريداري کردم و ديدم .

برداشت و  تحليل اين‌جانب  از  فيلم در چند شماره بيان مي‌شود :

1-  داستان برگرفته از يک اصل قرآني بود که سرگذشت پيامبران سرنوشت ما است . رويدادي مانند آنچه براي يوسف پيامبر عليه السلام رخ داد براي حاج يوسف هم رخ مي‌دهد و او نيز با برهان ربّ نجات پيدا مي‌کند . 

2- اکبر عبدي بار ديگر از استعداد خدادادي خود پرده بر مي‌گيرد و به بهترين شکل در لباس يک روحاني ملکوتي نقش‌آفريني مي‌کنند و بار ديگر به ياد ما مي‌اندازد که هر کسي را بهره کاري ساختند.

3-    زياده‌روي در تبيين واقعيت اجتماع ايران در اين فيلم به‌ وضوح ديده مي‌شود .

4- اين فيلم داراي دو بعد است که يک بعد طهارت  و بعد ديگر دختري بد حجاب . هر چند هدف غلبه نور بر ظلمت است و فيلم به مخاطب معنويتي تزريق مي کند اما دوربين چنان غرق چهره دخترک شده است که تأثير بعد روحاني فيلم را به شدت کاهش داده است:اي کاش چشم دوربين با حيا تر بود.

جالب آن است که در فيلم هيچ اثري از بيداري دختر نيست اگر غفلت او در بي عفتي او ظهور کرده بود،بيداري او نيز بايد در همان قالب نشان داده مي شد اما دريغ از اينکه يک بار با چادر يا در حال نماز نشانش دهند به کجا چنين شتابان؟!

چشمه دانش

28/5/1392