أمانت در اندیشه دینی
160 بازدید
تاریخ ارائه : 4/20/2015 3:12:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

أمانت در اندیشه دینی

آیت الله ابوالقاسم علیدوست، در جلسه درس اخلاق مورخ26/1/94  در موضوع «امانت در اندیشه دینی» سخن گفتند. این درس به قلم سید مرتضی حسینی کمال آبادی تقریر شد.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السّلام علی رسول الله و علی آله آل الله الذّین بهم فتح الله وبهم یختم الله و لعنة الله علی اعداِئهم اعداء الله الی یوم لقاء الله.

قال رسول الله صلی الله علیه و آله : لا ایمان لمن لا أمانة له( میزان الحکمة،1: 410).

در بخش های گو ناگونی از معارف دین مسئله وجوب حفظ و أدای امانت مطرح است. اصل این مهم مسئله ای شرعی نیست که اسلام با ادله ای مانند إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا (النساء:58) خدا به شما فرمان مى‏دهد كه سپرده‏ها را به صاحبان آنها ردّ كنيد، اساس آن را نهاده باشد بلکه هر خردمندی آن را در می‌یابد ولی شارع مقدس در این مدرک عقلی سه دگرگونی به شرح زیر ایجاد نموده است.

شارع مقدس و امانت

1.تقویت

حفظ و رد امانت اگر در نظام های عقلی نشانه‌ای تحسینی است، در دین به نشانه‌ی ایمان به خداوند ارتقا یافته است. از این رو اگر فردی واجبات را به جای آورد و محرمات را ترک کند اما نسبت به أمانت مردم بی تفاوت باشد، به خداوند ایمان ندارد!!

2.  توسعه مصداق

از دیگر دگرگونی ها، توسعه دادن نمونه‌های امانت است. در حدیثی امام صادق علیه السلام فرمودند: اعلم أن ضارب علي بالسيف وقاتله لو ائتمنني واستنصحني واستشارني ثم قبلت ذلك منه لأديت إليه الأمانة ( وسائل الشیعة،19: 74). بدانکه اگر فردی که با شمشیر به امام علی (علیه السلام) زد و حضرت را کشت، اگر مرا امین بداند و از من طلب پند و مشاوره کند و من از او قبول کنم، هر آینه امانت او را بدو باز می‌گردانم.

همچنین از امام زین العابدین علیه السلام روایت شده است که حضرت به شیعیان خود می‌فرمودند: عليكم بأداء الأمانة ، فو الذي بعث محمدا بالحق نبيا لو أن قاتل أبي الحسين بن علي ( عليه السلام ) ائتمنني على السيف الذي قتله به لأديته إليه (همان،76). بر شما باد به ادای امانت. قسم بدانکه محمد ص را به حق به پیامبری برانگیخت، اگر قاتل پدرم حسین بن علی ( عليه السلام ) مرا بر شمشیری که بدان آن حضرت را کشت، امین کند، هرآینه آن را بدو باز می‌گردانم.

در کشورهایی که انقلاب می‌شود، وضعیت به هم می ریزد و روشن شدن وضعیت را به دست نظام جدید می‌سپارند در این میان افراط هایی نیز دیده می‌شود ولی پیامبر اسلام ص در زمان فتح مکه مصداقی نوین از امانت را نشان دادند.

پيامبر (صلي الله عليه و آله) با پيروزى كامل وارد شهر مكه گرديد، عثمان بن طلحه را كه كليددار خانه كعبه بود احضار كرد و كليد را از او گرفت، تا درون خانه كعبه را از وجود بتها پاك سازد. عباس عموى پيامبر (صلي الله عليه و آله) پس از انجام اين مقصود تقاضا كرد كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) با تحويل كليد خانه خدا به او، مقام كليددارى بيت اللَّه كه در ميان عرب يك مقام برجسته و شامخ بود، به او سپرده شود، ولى پيامبر (صلي الله عليه و آله) بر خلاف اين تقاضا پس از تطهير خانه كعبه از بت‌ها، در خانه خدا را بست و كليد را به "عثمان بن طلحه" تحويل داد، در حالى كه آيه مورد بحث را تلاوت مى‏نمود "إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها ..." ( واحدی،اسباب النزول، 325).[1]

3. بار حقوقی فقهی

آخرین دگرگونی شارع مقدس در امانت آن است که بدان حسن عقلی لباس قانون پوشاند و در جای جای شریعت از آن سخت گفت و قانون نیز دایره ای فراخ برای صدق مفهوم امانت فراهم آورد مانند اینکه در احکام جنگ و غنیمت آمده است که جان کافر  در میدان جنگ هدر است و مال او به عنوان غنیمت أخذ می‌شود ولی اگر همین کافر روی کرد به مجاهد مسلمان و گفت: این مال من به دست تو امانت، آن را به همسرم مثلا برسان و او قبول کرد، این مال دیگر جزء غنایم به شمار نمی‌آید و باید آن را ادا کند به عبارت مختصر اگر اموال اهل حرب به صورت امانت در اختیار مسلمانی قرار گرفت، رد آن بر وی واجب است. (ر، ک: جواهر الکلام،27: 124).

در مصطلح فقه میان واژه «ودیعه» و «امانت» تفاوت است و آن اینکه ودیعه مشروط به سپردن است ولی در امانت اگرچه به صورت قهری در دست انسان  قرار گیرد، امانت است و احکام آن را دارد. مانند موارد زیر:
 چیزى که به واسطه باد یا سیل به طور قهرى دراختیار شخصى قرار گیرد. مالى که مالک ، بدون اطلاع خود و گیرنده به وى تسلیم مى کند (مانند پولى که در جیب لباس یافت شود و هیچ یک ، از آن آگاه نباشند). مقدار اضافه اى که بر اثر اشتباه در حساب ، از فروشنده یا خریدار به دیگرى مى رسد. مال پیدا شده . مالى که از دزد یا غاصب مى گیرند. مالى که از دیوانه یا کودک براى حفظ از تلف مى گیرند. هنگامى که کسى مال معلوم ...

تمام ارزش هایی را که پیامبران بر انسان ها به ارمغان آورده اند، امانت محسوب می‌شود. در حالات امیر المومنین امام علی(علیه السلام ) چنین نقل شده است: یتململ‌ و یتزلزل فیقال مالک یا أمیر المؤمنین؟ فـیقول لقـد جاء وقت الصلاة‌ وقت أمانة عرضها الله علی السماوات و الأرض فأبین أن یحملنها و أشفقن منها... (نور الثقلین،4: 313).  هنگامى كه وقت نماز فرا مى رسید حضرت مضطرب شده اندام شریفش به لرزه مى افتاد، به آن حضرت گفته مى شد، شما را چه شده است كه چنین منقلب هستید؟ حضرت مى فرمود: وقت امانتى فرا رسیده است كه آسمان ها و زمین و كوهها آن را بر نتافتند و زیر بار آن نرفتند.

روحانیّت و امانت پیامبران

هر انسانی از آن جهت که انسان است نسبت به دین خداوند که امانت الهی به دست او است، وظیفه هایی دارد تا چه رسد به روحانیون که به ندای وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ (التوبه: 122) - و شايسته نيست مؤمنان همگى [براى جهاد] كوچ كنند. پس چرا از هر فرقه‏اى از آنان، دسته‏اى كوچ نمى‏كنند تا [دسته‏اى بمانند و] در دين آگاهى پيدا كنند و قوم خود را- وقتى به سوى آنان بازگشتند بيم دهند- باشد كه آنان [از كيفر الهى‏] بترسند؟- لبیک گفته اند. این وظیفه ها را در چند شماره پی می‌گیریم:

1.عدم تعرض

گاه تعرض به دین خدا از ناحیه دستان پلید شیطان صفتان متوجه دین می‌شود، این یک مسئله است اما گاه از ناحیه کسانی که خود را حافظ دین خداوند می‌دانند مورد تعرض قرار می‌گیرد این مسئله ای دیگر است این گناهی بزرگ تر است. دوستان گرامی در گوشه و کنار در میان انبوه سخنرانی ها  هنگامی که میان جوانان می‌رویم کلیپ هایی را  از برخی هم لباسی ها به ما نشان می‌دهند که انسان انگشت حیرت به کام می‌گیرد که ای خدا اینان کجا درس خوانده، اینها واقعا عمر خود را در حوزه علمیه سپری کرده اند؟! برخی از این سخنان به لحاظ شرعی تعزیر دارد. باید هوشیار بود و از سر نادانی و غفلت و کج سلیقه ای مشکلات را برای خود و دیگران فراهم نیاوریم.[2]

2.محافظت

محافظت بدین معنا که در مقابل هجمه ها ساکت ننشینیم و  پاسخ تعرض ها را به صورت متقن ارائه کنیم. برخی بدین گمان که الباطل یموت بترک ذکره در مقابل هر تعرضی سکوت می‌کنند تا جان نگیرد اما غافل از آن که چنان جانی به خود گرفته اند که بسان میکروب های کشنده در فضاهای سایبر و ... پخش شده و ایمان برخی از جوانان را ذبح می‌کند.

چند سال پیش در برابر سخنان برخی که در جمعی غیر تخصصی سخنانی غیرمنضبط گفته بودند به نیت خیر و حمیت نسبت به دین خداوند موضع گیری کردم بعد از برخی به بنده سخنی بس عجیب گفتند و آن اینکه آیا از نظر سیاسی این جهت گیری صحیح بود؟ این جمله بسیار برایم سنگین بود به حیرت فرو رفتم که اینان از ما می خواهند که فقه امام صادق ع و گنج رنج هزاران فقیه را به پای این جناح و آن جناح قربانی کنیم!!! غیرت دینی کجا رفته است إن الله غیور و یحب کل غیور( کافی،5: 535). البته محافظت باید معقول و منطقی و مؤدبانه باشد و گرنه خود تبدیل به تعرض از جهتی دیگر می‌ شود.

3.تبلیغ


 وظیفه یکم، سلبی و وظیفه دوم انفعالی بود ولی وظیفه تبلیغ وظیفه ای ایجابی است که برآیندهای مثبتی از خود به جای می‌گذارد.

«تبلیغ» رساندن پیام‌های خداوند است به تعبیر قرآن کریم: الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ (الاحزاب:39)   خداوند پیامهای خود  به  حجت های خود نازل فرمود تا آنان  با رساندن آن به انسان ها به رسالت تبلیغی خود عمل کنند و این مهم را به صورت امانت به دست ما سپردند تا ما نیز هم افق آنان به انجام وظیفه بپردازیم تا به امید خداوند در روزی که خطابِ نگه داریدشان ، باید بازخواست شوند( الصافات : 24) می‌رسد،پاسخگو باشیم.

الحمد لله رب العالمین

[1] . نزلت في عثمان بن طلحة قبض منه النبي صلى الله عليه وسلم مفتاح الكعبة ودخل به البيت يوم الفتح فخرج وهو يتلو هذه الآية: إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا. فدعا عثمان فدفع إليه المفتاح.

[2] . حضرت استاد علیدوست در درس اخلاق 1393 نیز اینچنین فرمودند: چندی پیش به بنده خبری رسید که قبولش برایم دشوار بود، تا آن زمان که کلیپ تصویری خبر را دیدم.

این کلیپ، مربوط به سخنرانی یکی از روحانیون بود که با بی توجهی به مبانی، بسیار ساختار شکنانه سخن می‌گفت.

او چالش بین مذاهب اسلامی را محصول برخی از فتاوای شیعه می‌دانست و می‌گفت: وقتی امامت در نزد شیعه جزء ضروری دین است، در نتیجه منکر آن (اهل تسنن) کافرند و احکام کافر در حق آنان جاری است !!

طلاب در دوره مقدمات با فتاوای شیعه و کتاب «العروة الوثقی» آشنا می‌شوند و در آنجا فرا می‌گیرند که هرگونه انکار ضروری به کفر نمی‌انجامد.

آیت الله سید محمد کاظم یزدی علیه الرحمة می‌فرماید:

« والمراد بالکافر من کان منکرا للالوهیة او التوحید او الرسالة او ضروریاً من ضرورویات الذین مع التفات الی کونه ضروریاً بحیث یرجع انکاره الی انکار الرسالة». (سید محمد کاظم یزدی، العروة الوثقی، ج۱ ص ۱۳۸)

« کافر کسی است که انکارالوهیت خدا و یا توحید و یا رسالت کند و با یکی از ضروریات دین را با علم به آن انکار نماید بطوری که انکارش بازگشت به انکار رسالت نماید».

شیعه، به مسلمان بودن هر انسانی که شهادتین بر زبان جاری کند، باور دارد.