روحانیت و میراث دین
67 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

در محضرآیت الله ابوالقاسم علیدوست،

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السّلام علی رسول الله و علی آله آل الله الذّین بهم فتح الله وبهم یختم الله و لعنة الله علی اعداِئهم اعداء الله الی یوم لقاء الله.

امام کاظم علیه السلام فرمودند:یا هشام لو كان فی یدك جوزة و قال الناس فی یدك لؤلؤةما كان ینفعك و أنت تعلم انها جوزة و لو كان فی یدك لؤلؤة و قال الناس انها جوزة ماضرك و أنت تعلم انها لؤلؤة .(تحف العقول، ص 378).

یکی از احادیث طولانی حضرت علیه السلام که ابن شعبه حرانی در تحف العقول نقل کرده است، نصایح حضرت علیه السلام به صحابی خود هشام بن حکم قدس سره است، این حدیث دنیایی از معارف را در خود جای داده است و جای آن دارد که درشرح آن پایان نامه هایی در ساحت های گوناگون آن؛ نگاشته شود.

هشام بن حکم به گفته شیخ مفید آنچنان در نزد امام صادق علیه السلام مقام و منزلت داشتکه گاهی برخیرا به شگفتی وا می داشت. وی می نویسد: روزی هشام بن حکم در منی بر آن حضرت وارد شددر حالی که تازه جوانی بیش نبود و در آن مجلس، بزرگان شیعه همانند حمران بن اعین وقیس ماصر و یونس بن یعقوب و ابوجعفر احول و غیر آنها حضور داشتند. در حالی که از تمامیحاضران کوچکتر بود، امام صادق علیه السلام او را بر همگان مقدم داشت. همین که امامدریافت که احترام به هشام بر حضار گران آمده است، فرمود: هذا ناصرنا بقلبه و لسانهو یده؛ این با قلب و زبان و دستش یاری کننده ماست. (سفینة البحار، ج 2، ص 719).

امام کاظم علیه السلام به شخصیتی مانند هشام بن حکم چنین پند می دهد: اى هشام!اگر گردویى در دست داشته باشى و مردم گویند دُرّ است، تو را كه مى‏دانى گردو است سودنمى‏دهد و اگر درّى در دست داشته باشى و همه گویند كه آن گردو است و تو خود مى‏دانىدرّ است سخن ایشان هیچ زیانى براى تو ندارد.

در جنگ جمل قبیله اَزْد، مدفوع شتر عایشه را می‌گرفتندو آن را می‌شکافتند و می‌بوییدند و می‌گفتند:

وه که مدفوع شتر مادر ما، بوی عطر می‌دهد!! چه بوی دلاویزیاز آن بر می‌خیزد؟!! (نقش عایشه در تاریخ اسلام، ج 2، ص 254).

مدفوع حیوان، مدفوع است این کار نه تنها آنها را سودنرساند بلکه باعث بیچارگی شان هم شد.

درس هایی از این روایت را می‌توان به شرح ذیل بر شمرد:

1.درس توحید

انسان‌های موحد، دنبال حق و واقعاند، در طول زندگی به دنبال خدایند، کسی که در عبادات موحد است و تنها خدا را سزاوارپرستش می‌داند، از اسارت شهوت و مقام و مال و مخلوقاتی مثل خود، آزاد می شود یعنی دیگرمعبود او و هدف او در زندگی چیزی غیر از خدا، نیست و لذا بخاطر غیر خدا، حاضر نیستذلت را قبول کند و گردو را لؤلؤ شمرد، پس توحید، روح آزادگی را در انسان می دمد و انسانرا آزاد می گرداند و چنین انسانی دیگر فرمانبر زور و زر نیست.

2.درس امید و صبر

گاه شود که انسان کار خوبی انجاممی‌دهد اما آنگونه که انتظار می‌رود، استقبال نمی‌شود، ولی باید به کار خوب امیدداشت و دانست که روزی جای خود را باز می‌کند، باید صبوری به خرج داد تا لؤلؤ شناسیاز راه رسد، و گرنه دیگری بدون امید و صبر، در مقابل این عدم استقبال، با یأس وعجله ظاهر می‌شود و تیشه بر ریشه کار خوب خود می‌زند.

3.میزان بهای حرفمردم

برخی مدار زندگیرا به مرکزیت سخنان مردم می‌گردانند، دائم به فکر حرف مردم هستند و رفتارشان را مطابقبا نظرات آنها تغییر می دهند، این روحیه اگر لؤلؤ به دست داشته باشد، با سخن مردمآن را کمتر از گردو می‌شمرد و به کناری می‌نهد و اگر کمتر از گردو داشته باشد، باسخن مردم آن را بر سر می نهد که برتر از لؤلؤ دارد. واقعیت را فقط در میان سخنانمردم جستجو کردن، جز ورز و وبال چیزی به دنبال ندارد.

در مقابل اینافراط در ارج نهادن به حرف مردم، تفریطی هم دیده می‌شود که هیچ ارزشی برای حرفمردم قائل نمی‌شود، تا آنجا که بازتاب طبیعی سخنان خود در فهم مردمان را بی اهمیتمی‌داند و می‌گوید: من حرفم را زدم هرکس، هرگونه که می‌خواهد برداشت کند.

دوستان گرامی مامجاز نیستیم که به حرف مردم بی‌إعتنای کامل باشیم. قرآن کریم می‌فرماید: یاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقُولُواْ رَاعِنَا وَقُولُواْ انظُرْنَاوَاسْمَعُوا ْوَلِلكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ (سوره مبارکه بقره: 104). در شأننزول این آیه "ابن عباس" مفسر معروف اسلام نقل مى‏كند: مسلمانان صدر اسلام هنگامى كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) مشغول سخن گفتن بود و بيان آيات و احكام الهی می‏كرد، گاهى از او می‏خواستند كمى با تانّى سخن بگويد تا بتوانند مطالب را خوب درك كنند، و سؤالات و خواسته‏ هاى خود را نيز مطرح نمايند. براى اين درخواست، جمله‏"راعنا" كه از ماده"رعى" به معنى مهلت دادن است به كار مى‏بردند.ولى يهود همين كلمه"راعنا" را از ماده "رعونه" كه به معنى كودنىو حماقت است استعمال می‏كردند. (در صورت اول مفهومش اين است: "به ما مهلت بده"ولى در صورت دوم يعني اينكه "ما را تحميق كن"!). در اينجا براى يهود دستاويزىپيدا شده بود كه با استفاده از همان جمله‏اى كه مسلمانان می‏گفتند، پيامبر يا مسلمانانرا مسخره كنند. اين آيه نازل شد و براى جلوگيرى از اين سوء استفاده به مؤمنان دستورداد به جاى جمله "راعنا"، جمله "اُنظرنا" را به كار برند كه همان مفهوم را می‏رساند، و دستاويزى براى دشمن لجوج نيست. بعضى مفسران گفته‏ اند كه جمله راعنا" در لغت يهود يك نوع دشنام بود و مفهومش اين بود بشنو كه هرگز نشنوى"اين جمله را تكرار مى‏كردند و مى‏خنديدند!. بعضى ديگر نقل كرده‏اند كه يهود به جاىراعنا"، "راعينا" مى‏گفتند كه معنيش "چوپان ما" است، و پيامبراسلام (صلي الله عليه و آله) را مخاطب قرار مى‏دادند و از اين راه استهزا مى‏كردند.البته اين شأن نزولها، با هم تضادي ندارند و قابل جمع مي باشند.

این نمونه توجه به سخنان مردم و مدیریت آن است، در کل باید در قبال حرف مردم، موضعی از اعتدال رانگاه داشت.

4.میراث داران غیر متعهدو ولخرجان مسرف

اقتصاد دانان ملت ها را به دو گروهتقسیم می‌کنند:
الف) نسلی که هنوز به دنیا نیامده؛ بدهکاراست.

ب) نسلی به هنوز به دنیا نیامده،غنی و مالدار است.

نسل مالدار بعد از تولد به دو گروهتقسیم می‌شوند، برخی قدر میراث بر جای مانده را نمی‌داند و چوب حراج به ارثیه می‌زند.شیخ اجل سعدی در باب هفتم گلستان در تاثیر تربیت می‌نویسد:

پارسا زاده‌ای را نعمت بی کران از ترکه عمان به دست افتاد فسق و فجور آغاز کرد مبذّری پیشه گرفت فی الجمله نماند از سایر معاصی منکری که نکرد و مسکری که نخورد. باری به نصیحتش گفتم ای فرزند دخل آب روانست و عیش آسیای گردان یعنی خرج فراوان کردن مسلم کسی را باشد که دخل معین دارد............... تا پس ازمدتی آنچه اندیشه من بود از نکبت حالش به صورت بدیدم که پاره پاره به هم بر میدوخت و لقمه لقمه همی‌اندوخت دلم از ضعف حالش به هم بر آمد....

گروه دیگر بر حفظ و ترمیم و پیشرفت میراث بر جای مانده؛ تلاش می‌کنند، از یک کارخانه، دو می‌سازند و از دو، سه ... همخود را فایده‌ای بیشتر می‌رسانند و هم منشأ اشتغال و برکت برای دیگران می‌شوند.

دوستان گرامی هدفم از این مقدمه آن بود که به شما طلاب گرامی یاد آور شوم که ما از رهگذر تلاش ها و مجاهدت های پیامبران و اوصیای آنان و عالمان و صالحان به ویژه حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه وآله و عترت معصوم او علیهم السلام پیش از آنکه به دنیا بیاییم، میراث کلانی داشتیم و اکنون انتخاب با من و شمااست که تا با این تراث چه می‌کنیم، در طول چند صد سال گذشته، بیشتر دین واره ها ومذهب واره ها به دست همین طلاب علوم دینی رقم خورده است، اینان نه تنها خود را بدداشتن بلکه گروهی را در پی خویش به جهنم کشاندند، اینان مصداق میراث داران ولخرج غیر متعهد هستند.

وانگهی برخی دیگر از میراث داران متعهد هستند که به پیشرفت چنان همت می‌گمارند که برکت نور ایمانشان، شعاع تبلیغی خود را به فراخور ملت حضرت ختمی مرتبت ص،می گستراند و بدین مقام، از برخی از پیامبران علیهم السلام پیشی می‌گیرند.

باور بنده این است که امروزه اگرکسی در دست خود لؤلؤ و دُرّ داشته باشد، کسی بدو نمی‌گوید که گردو است، فقط بایدبه انسان ها رساند که این گوهر وجود دارد تا بهره مند شوند، در بازار مسگر‌هاهستیم که همه بر کوبه خود می‌زنند و آن کس که محکم تر بکوبد، صدایش به گوش‌هاخواهد رسید، در این تنازع بقا هر آنکس که قوی تر است ماندگار می‌شود. باید بابهرمند شدن از امکانات اطلاع رسانی امروزی از آن ها بهترین بهره را ببریم و نگذاریمکه بر این امواج فقط محتوای ضلال سوار شود و به خانه ها برود بلکه محتوای هدایت برامواج اطلاع رسانی بارگذاری کنیم.