صور برزخی اعمال و پیوند حق تعالی و جان انسان
53 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

بسم الله الرحمن الرحیم

استادحسینی کمال ابادی پیرامون صور برزخی اعمال وپیوند حق تعالی و جان انسان سخن گفت:

امام صادق(ع) می فرماید:

إِذا بَعَثَاللهُ المُؤمِنَ مِن قَبرِهِ خَرَجَ مَعَهُ مِثَالٌ یَقدِمُ أَمَامَه کُلَّمَا رَأیالمُؤمِن هَؤلَاءِ مِن أَهوَالِ یومَ القیامَهِ قَال لَه المِثَالَ لَا تَفزَع و لَاتَحزَنوَ أَبشِرُ بالسُرُورِ وَالکَرَامَه مِنَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ حَتَّی یَقِفَ بَینَ یدَیالله عَزَّوَجَّلَ فَیُحاسِبَهُ حِسَاباً یسیرأً وَیَأمُرُ بِهِ إِلی الجَنهِ وَ الِمثالأِمامِه فَیقولُ لأ المُؤمِنُ یَرحَمَک اللهُ نِعمَ الخَارِج خَرَجتَ مَعِی مِن قَبرِیمَا زَالَت تَبشِرُنی بِالسُرؤُرِ والکَرامَهِ مِنَ اللهِ حَتی رَأیتُ ذلِکَ فَیقُؤلُمَن أنتَ؟ فَیقؤلُ أَنا السُرورُ الَّذی کُنتُ أدخَلتَ عَلَی أخیکَ المؤمِنِ فی الدنیاخَلَقنِی اللهُ عَّزَوَجَلَّ مِنهُ لِاُبَشّرُکَ؛ چون خداوند مؤمن را از قبرش برانگیزدصورت مثالی با او خارج می شود که جلوی او حرکت می کند، هر جا مؤمن منازل هراس انگیزروز قیامت را می بیند صورت مثالی به او می گوید بی تابی نکن و ناراحت نباش، خود رابه شادمانی و کرامت از جانب خداوند متعال بشارت بده. تا این که در پیشگاه خداوند متعالمی ایستد پس او را حساب رسی آسانی می شود و خداوند او را، در حالی که صورت مثالی درمقابل اوست، به بهشت امر می کند؛ سپس مؤمن به او می گوید: خدا تو را رحمت کند، خوببا من از قبرم خارج شدی و مرا به شادمانی و کرامت خداوند بشارت دادی. پس بگو چه کسیهستی؟ می گوید: من شادی هستم که بر برادر مؤمنت در دنیا وارد کردی تا تو را بشارت دهم.

در این میان آیات و روایات دیگری نیز وجود دارد .در قرآن کر یم آمده است:
جَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُلاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ( سوره توبه: 19)
آيا سيراب ساختن حاجيان و آباد كردن مسجد الحرام را همانند كسى پنداشته ‏ايد كه به خداو روز بازپسين ايمان آورده و در راه خدا جهاد مى‏كند؟ [نه، اين دو] نزد خدا يكسان نيستند،و خدا بيدادگران را هدايت نخواهد كرد.

"شيبه"و "عباس" هر كدام بر ديگرى افتخار مى‏كردند و در اين باره مشغول به سخن بودندكه على (عليه السلام) از كنار آنها گذشت و پرسيد: به چه چيز افتخار مى‏كنيد؟"عباس" گفت: امتيازى به من داده شده كه احدى ندارد، و آن مساله آب دادن به حجاج خانه خدا است. "شيبه" گفت: من تعمير كننده مسجدالحرام و كليددار خانهكعبه هستم. على (عليه السلام) گفت: با اينكه از شما حيا مى‏كنم، بايد بگويم كه با اينسن كم افتخارى دارم كه شما نداريد! آنها پرسيدند: كدام افتخار؟! فرمود: من با شمشيرجهاد كردم تا شما ايمان به خدا و پيامبر (صلي الله عليه و آله) آورديد. "عباس"خشمناك برخاست و دامن‏كشان به سراغ پيامبر (صلي الله عليه و آله) آمد و به عنوان شكايتگفت: آيا نمى‏بينى على چگونه با من سخن مى‏گويد؟ پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود:على را صدا كنيد، هنگامى كه به خدمت پيامبر (صلي الله عليه و آله) آمد فرمود: چرا اينگونه با عمويت (عباس) سخن گفتى؟. على (عليه السلام) عرض كرد: اى رسول خدا! اگر من اورا ناراحت ساختم با بيان حقيقتى بوده است، در برابر گفتار حق هر كس مى‏خواهد ناراحتشود، و هر كس مى‏خواهد خشنود! جبرئيل نازل شد و گفت: اى محمد! پروردگارت به تو سلاممى‏فرستد، و مى‏گويد آيات 19 تا 22 را بر آنها بخوان.

می دانیم که در تشبیه بین مشبه و مشبه به باید تناسب باشد مثلا کار را با کار و انسان و باانسان تشبیه می کنند ولی در این ایه نکته ای نهفته است مبنی بر اینکه سقایت حاج وعمارت مسجد الحرام را به فرد و شخصی که ایمان به خدا دارد و جهاد در را خدا انجام داده تشبیه شده است. در حالیکه بر اساس قاعده کار را با فرد تشبیه نمی کنند.

راز این تشبیه این است که از منظر قران کریم فرقی بین انسان و عمل وی وجود ندارد و انسان همان عمل است و عمل همان انسان . قران کریم فرزند حضرت نوح را عملی غیر صالح می نامد. ادیبان که در حل این مهم ناکامبودند به وادی تقدیر گرفتنافتادن تافرزند نوح را فردی نشان دهند که کارناشایست انجام داده اما غافل از فهم مراد اصلی بوده اند.

درآیه دیگر نیز فالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (سوره یس : 54) آن روز به کس ستم نمی شود و جز همان کاری که کرده ايدپاداش نمی بينيد در این ایه نیز وخود عمل به عنوان پاداش تعریف شده استاریجزا نفس عمل است.

حق متع السریع الحساب است و هیچ حسابرسی از او سریع تر حسابرسی نمی کندچرا که پاداش عمل را در متن عمل تعبیه نموده تابا سرعت تر از همه حسابرسی کار خلق را رسیده باشد.

با اینسخنان روشن می شود که قیامت باطن دنیا است و در ان قیامت کبری این باطن ظهور میکند. در قران کریم خطاب به مجرمان امده است

لَقَدْ كُنتَفِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ( سوره ق : 22) به او مى‏گويند: واقعاً كه از اين [حال‏] سخت در غفلت بودى. و [لى‏]ما پرده‏ات را [از جلوى چشمانت‏] برداشتيم و ديده‏ات امروز تيز است.

واژه غفلت در مورد رویگردانی از موجودها معنی میدهد و گرنه غفلت از معدوم بی معناست وکاری که در قیامت صورت میدهند کشف غطا است تا دید انسان تیز بین شود . براین اساسانسان بهشتی هم اکنون در بهشت است و جهنمی در جهنم و زبانه های اتش هم اکنوننمایان است . انسان هایی که با خداوند ارتباطی ندارند اقسام گرفتگی روحی را دارندو تحمل عذابشان روشن است هر چند میلیاردها تومان پول انباشته باشند، س زخرف

لَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فَضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ

وَلِبُيُوتِهِمْأَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِؤُونَ وَزُخْرُفًا وَإِن كُلُّ ذَلِكَ لَمَّامَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ
و اگر نه آن بود كه [همه‏] مردم [در انكار خدا] امّتى واحد گردند، قطعاً براى خانه‏هاىآنان كه به [خداى‏] رحمان كفر مى‏ورزيدند، سقفها و نردبانهايى از نقره كه بر آنها بالاروند قرار مى‏داديم. و براى خانه‏هايشان نيز درها و تختهايى كه بر آنها تكيه زنند
.و زر و زيورهاى [ديگر نيز]. و همه اينها جز متاع زندگى دنيا نيست، وآخرت پيش پروردگار تو براى پرهيزگاران است. ( سوره زخرف : آیه 33تا 35).

چهارجلسه از گوهر نفس و اثار ان سخن گفتیم د ر این مدت سعی شد که ان دست از مباحثی که در علم النفس مطرح شده و پوند محکمی با اخلاق کاربردی دارد بیان شود.

حال که اندکی با خود بیشتر اشنا شدیم مناسب است که از پیوند حق و نفس سخن بگوییم :

دوستان گرامی سخن را با یک تشبیه برگزار می کنم لامپ را نگاه کنید در نهاد خود نه اقتضای تاریکی دارد و نه اقتضای روشنی یعنی نهاد او را که بررسی می کنیم او نمی گوید من حتما حتما باید روشن باشد و از طرفی نمی گوید من حتما حتما باید خاموش باشم او یکحالت تساوی دارد و منتظر عنایت جناب برق است می گوید اگر برق عنایت کند من روشن میشوم و اگر عنایت نکند روشن نیستم .

حال تصورکنید جناب برق عنایت کرد و لامپ روشن شد به لامپ روشن رو می کنیم و می گوییم جناب برق از نهاد خود به ما گزارش بده می گوید اگر از نهادم میپرسی هنوز همان هستم که بودم یعنی حالت تساوی دارمولی الان بهبرکت جناب برق روشنم و دم به دم به فیض او نیاز مندم و اگر انی قطع شود روشنایی ازمن رخت بر می بندد.

همچناناست نسبت ما با فیض وجود که از جانب حق متعال افاضه او باعث می شود که ما به هستیراه پیدا کنیم ولی دم به دم به فیض او نیاز مندیم که تا باقی باشیم.

بر این اساس نسبت خلق و حق متعال نسبت نور خورشید و خورشید است و ما در عین پیوند وارتباط با خداوند هستیم . غفلت ما از این ارتباط باعث می شوذ که به شلوغی های اینعالم اصالت بدهیم و در این میان دنبال حق متعال بگردیم وچنین توهم کنیم که از او دوریم و تلاش ها کنیمکه بدو برسیم این دوری، چیزی جز توهم دوریو اصالت دادن به غیر اصیل ها نیست، ما باید از کمند این توهم ها فرار کنیمو واقع عالم را همانطور که هست به مشاهده بنشسینیم یکی از ادعیه اللهم ارنی الاشیاکماهی، بارخدایا اشیا راآنچنان که هست به ما بشناسان.

واگر این پیوند وجودی با خداوند را با قلب خود دریابیم معنای واقعی حضور محضر حق متعال رادر خواهیم یافت حضوری که تمام حالات ما را در شبانه روز پوشش می دهد و به تعبیرقران کریم رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌوَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ ( سوره نور: 37) مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات، به خودمشغول نمى‏دارد، و از روزى كه دلها و ديده‏ها در آن زير و رو مى‏شود مى‏هراسند.

بر این اساس حضور قلب اگر حضور قلب است در نماز و غیر نماز ندارد انچه معمولا حضور قلب می نمامیم حضور فکر است و ما در خیال خودمان به دنبال خداوند می گردیم و این عین غوطه خوردن در توهم و دوری از حق متعال است.

اساسا درمحبت و دوستی قلب باید محور باشد و البته فکر دالان خوبی است اما مقرگاه خوبی نیست.

والحمدلله رب العالمین