کفیلان ایتام آل محمد ص، رسالت ها و إلزام‌ها ویژگی‌ها
101 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

کفیلان ایتام آل محمد ص، رسالت ها و إلزام‌ها ویژگی‌ها

آیت الله ابوالقاسم علیدوست، در جلسه درس اخلاق مورخ 3/6/ 94 به رسالت ها و إلزام‌ها و ویژگی‌های کفیلان ایتامآل محمد ص پرداختند.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السّلام علی رسول الله و علی آله آل الله الذّین بهم فتح الله و بهم یختم الله و لعنة الله علی اعداِئهم اعداء الله الی یوم لقاء الله.

قالالله تبارک و تعالی : إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ (سوره اسراء: 9)قطعاً اين قرآن به[آيينى‏] كه خود پايدارتر است راه مى‏نمايد.

ماه مبارک رمضان و فصل تابستان، ماه و فصل تبلیغ و تبدیل است. هر انسان عاقلی، تعطیلی را از زندگی خود حذف می‌کند و به جای آن، برنامه‌ای به برنامه‌ای دیگر تبدیل می‌کندتا چه رسد به فرهیختگانی بسان شما عزیزان.

عالمان دین در روایات، کافل ایتام آل محمد ص و سرپرست شیعیان معرفی شده‌اند. این رسالت فقط برعهده مراجع و بزرگان نیست وبلکه فقط متوجه طلاب معمم نیست بلکه رسالتی است در شأن هر آنکه در حوزه علمیه رشدپیدا کرده است.

درادامه؛ سخن خود را در دو محور بیان می‌کنم: محور یکم: رسالت های کفیلان ایتام آل محمدص و در محور دوم به بحث ازإلزام‌ها و ویژگی‌های کفیلان ایتام آل محمد ص خواهیم پرداخت.

رسالتها کفیلان ایتام آل محمد ص

ولایت و سرپرستی لوازمی دارد که اگر رعایت نشود، از نظر شرع ولایت و کفالت ملغی می‌گردد،عالمان دین در این کفالتی که بر عهده دارند، وظایفی دارند که به برخی از آنهااشاره می‌شود:

1.هدایت به پدر معنوی

سرپرست باید پدر معنوی یتیم را به او معرفی کند، لذا در قرآن کریم آمده است: إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ ( سوره اسراء: 9)قطعاً اين قرآن به [آيينى‏] كه خود پايدارتر است راه می‏نمايد. و در تفسیرروایی آمده است که مراد از التی الولایةاست و تعبیر به التی با لفظ مؤنث به جای الذی به همین مهم اشعار دارد. یکی از وظیفه ها آن است که مردم را با امامزمان خود آشنا کنیم، رسالتی که انجام آن زهی سعادت است و غفلت از آن، عدم پاسخگویی از پرسش‌های قیامتی را به دنبال خواهد داشت. ساده اندیشی است که کسی چنین گمان کندکه هدایت این چنینی بر عهده قرآن است و ما وظیفه‌ای نداریم، خیر قرآن به ما راهنشان می‌دهد.

2.تعلیم شریعت بالمعنی الاعم

الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا (سوره الاحزاب: 39) همان كسانى كه پيامهاى خدا را ابلاغ می‏كنند و از او می‏ترسند و از هيچكس جز خدا بيم ندارند. و خدا براى حسابرسى كفايت می‏كند.

رِسَالَاتِ اللَّه شریعت بالمعنی الاعم را فرا می‌گیرد، شریعت در این کاربرد، بر مجموعه دین اطلاق می‌شود. از این رو، شریعت را همانند دین، باید در همه بخش‌های دین، اعم از عقاید،احکام، اخلاق، گزاره‌های تربیتی و حتی تاریخی منسوب به دین به کار برد و این کاربردرا شریعت بالمعنی الاعم می‌خوانند.

این سرپرست، باید به آموزش دادن ساحت‌های گوناگون دین همت بگذارد.

3.هدایت به الله تعالی

قال الله تبارک و تعالی : وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ( سوره فصلت: 33)و كيست خوش‌ گفتارتر از آن كس كه به سوى خدا دعوت نمايد و كار نيك كند و گويد: من [در برابر خدا] از تسليم‏شدگانم ؟ عبارت دَعَا إِلَى اللَّهِ یعنی به خود خداوند!در اینجا شایسته نیست همانطور که دأب برخی است، مرضات و رسالات الله و ... را درتقدیر بگیریم، تقدیرها دلیل می‌خواهد، در اینجا فرموده است که داعی الی الله باشید. در روایتی آمده است که أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَىإِلَى مُوسَى ع حَبِّبْنِي إِلَى خَلْقِي، وَ حَبِّبْ‏ خَلْقِي‏ إِلَي‏ (التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليهالسلام، ص: 342) خداوند به موسی ع وحی کرد که ای موسی مرا پیش خلقم و خلق را پیشمن محبوب گردان.

ویژگی‌های کفیلان أیتام آل محمد ص

بر اساس آنچه گذشت کفیلان باید هادی الی الامام و مبلغ رسالات الله و داعی الی الله تبارک و تعالی باشند، اما این رسالت‌ها از عهده کسیبر می‌آید که ویژگی‌هایی را داشته باشد که به برخی از آنها در ادامه اشاره می‌کنم:

1.اخلاص

اخلاصی از عمق وجود می‌تواند، منشأ خدمت باشد،قرآن کریم در وصف آتش جهنم نقطه آغازین و طلوع آنرا درون و قلب ها می‌داند و می‌فرماید:نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَة ( سوره الهمزه:7). آتش برافروخته الهی آتشی که از دل‌ها سر برکشد. بر خلاف آتش‌های دنیا که ازبیرون به درون سر می‌کشد آتش جهنم از درون به بیرون سر می‌کشد و در نقطه مقابل اگرروح و ریحان اخلاص سر بر می‌آورد آن نیز تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةخواهد بود. سخنی که از اخلاص درونی سربرکشد به عمق جان‌ می‌نشیند و گرنه با ادای خطابه و دست تکان دادن‌ها چنانیاز ظاهر گوش تجاوز نمی‌کند.

مرحوم آیت الله آقا محمّدعلی کرمانشاهی فرزندآیت الله العظمی وحید بهبهانی (متولّد سال 1144هـ در کربلا ـمتوفّای سال 1216هـ در کرمانشاه) در کرمانشاه به تعزیم شعائر دینی می‌پرداخت و گاه اجرای حدود را هم در دستور کار داشت و طبیعتابسط ید ایشان با مزاج حکومت قاجار خوش نمی‌آمد، مرحوم تنکابنی در قصص العلماء (ص200)در اين باب مطلبی دارد که خواندنش قطعاً خالی از لطف نيست؛ وی مینويسد: <گويند که آقا محمّدعلی زمانی وارد مجلس کريم خان [زند] شد که سلطان وقت بود و آقا محمّدخان قاجار در حضورکريم خان ايستاده بود، پس کريم خان در باب آقا محمّدخان مسئله[ای] سؤال کرد و آقا محمّدعلی جوابی داد که آقا محمدخان راخوشآيند نشد؛{ ظاهرا پرسیده بود که من وارد دستگاه حکومت بشوم؟ مرحوم کرمانشاهی گفته بود خیر چون حکومت ظلم و جور است} پس در زمانيکه سلطنت به آقا محمّدخان انتقال يافت،آقا محمدعلی بعزم زيارت مشهد، وارد قريه شاهزاده عبدالعظيم شد، آقا محمّدخان، فتحعلیشاه را فرستاد که به آقا محمّدعلی بگو که مأذوننيستی که به طهران بيائی و صباح نيز حکماً بايد از شاهزاده عبدالعظيم حرکت کنی! چونصباح شد آقا محمّدعلی حکم کرد که چادر او را در دم دوازده طهران زدند و در آنجا منزلکرد! چون اين خبر به آقا محمّدخان رسيد بر فتحعلی شاه تغيّر کرد و به وزير خود گفتکه اکنون من بديدن او میرومو اين مسئله را از او سؤال میکنم،پس اگر غير آن جواب گفت که در مجلس کريمخان گفته بود، پس در همان مجلس او را گردن میزنم و اگر همان جواب را گفت به او محبّت خواهم کرد؛پس بلافاصله آقامحمّدخان وارد مجلس آقامحمّدعلی شد و همان مسئله را سؤال کرد،{ بااین تفاوت که این بار دگر او سرباز کریم خان نیست بلکه در کسوت شاهی از او دربارهحضورش در حکومت سوال می‌کند} آقا محمّدعلی عين همان جواب سابق را گفت! آقا محمّدخانگفت: "اين مرد، حقيقت،عالم است"؛پس باو محبّت و احسان کرد>!

الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُوَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا(سوره الاحزاب: 39) همان كسانى كه پيامهاى خدا را ابلاغ مى‏كنند و از او مى‏ترسند واز هيچ كس جز خدا بيم ندارند. و خدا براى حسابرسى كفايت مى‏كند. مبلغی که از سر اخلاص کار می‌کند هراس جز از حضرت حق به دلراه نمی‌دهد و بنیان توحید بر همین مهم استوار است.

2.عالم بودن

ویژگی دوم، عالم بودن است، بیست سال قرص و محکم درس بخواند تا به کج فهمی ‌ای دزد زمان امام صادق ع گرفتار نیاید.

امام صادق علیه السلام فرمود:

معنای آیه‌ی اهداناالصراط المستقیم (خدایا ما را به راه راستهدایت فرما) این است که خدایا ما را به صراط مستقیم آشنا فرما؛ ما را به راهی هدایتکن که به دوستی‌ و محبتت منتهی می‌شود و به بهشتت می‌رساند. ما را هدایت فرما که ازهواهای نفس خود پیروی نکنیم تا به هلاکت نیفتیم. هر کس از هوای نفس خود پیروی کند،شبیه مردی است که مدتی بود در میان مردم مشهور به دیانت و تقوی شده بود تا اینکه بهفکر افتادم او را ببینم. یک روز به طور ناشناس نزد او رفتم. دیدم ارادتمندان او دورشرا گرفته‌اند و غلغله‌ای برپاست. اولین چیزی که نظرم را جلب کرد، اطوارها و حرکات عوام‌فریبانه‌ی او بود. او عاقبت از مردم جدا شد و به تنهایی به راه افتاد و من آهسته بهدنبالش حرکت کردم.طولی نکشید که جلوی دکان نانوایی ایستاد و همین که چشم صاحب دکانرا دور دید، دو قرص نان برداشت و زیر لباسش مخفی کرد و راه افتاد. با خودم گفتم شایدپول نان را قبلاً داده یا بعداً خواهد داد.

بعددیدم جلوی بساط انار فروشی ایستاد و تا چشم فروشنده را دور دید، دو دانه انار برداشتو باز زیر لباسش پنهان کرد.

با خود گفتم آخر این مرد چه نیازی به دزدی دارد. به هر حال دنبالشرفتم تا نزد شخص مفلوک و بیماری رسید و نان‌ها و انارها را به او داد و رفت.

وقتی راه افتاد، خودم را به او رساندم و پرسیدم:آوازه‌ات راشنیده بودم و دوست داشتم تو را ببینم، ولی کارهای عجیبی از تو دیدم که فکرم را مشغولکرده است. برایم توضیح ده تا آسوده شوم

به من گفت:قبل از هر چیز به من بگو کیستی؟

گفتم:از فرزندان آدم هستم؛ از امت محمد صلّی الله علیه و آلهو سلّم

به من گفت:خودت را بیشتر معرفی کن

گفتم:از اهل بیت رسول خدا هستم

پرسید:از کدام شهری؟

گفتم:مدینه

گفت:نکند تو جعفر بن محمد هستی؟

گفتم:بله

گفت:البته تو فرزند رسول خدایی و دارای شرافت نسب هستی، اماافسوس که این قدر جاهل و نادانی

گفتم:چه جهالتی از من دیدی؟

گفت: همین سوالی که می‌کنی، دلالت بر نادانی تو دارد و معلوممی‌شود یک حساب ساده دینی را نمی‌توانی درک کنی. مگر نمی‌دانی که خداوند در قرآن می‌فرماید:منجاء بالحسنه فله عشر امثالها (هر کار نیکی، ده برابر پاداش دارد.) و از آن طرف می‌فرماید:من جاء بالسیئة فلا یجزی الامثلها (هرکار بد فقط یک برابر کیفر دارد.) مجموع کارهایبد من چهارتاست:دزدیدن دو قرص نان و دو انار، ولی همین‌ها را در راه خدا دادم که دهبرابر می‌شود. پس کارهای خوبم می‌شود چهل تا و اگر کارهای بدم را از آن کم کنی، سیو شش کار خوب باقی می‌ماند

به او گفتم: مادرت به عزایت بنشیند! تو به کتاب خدا جاهل هستینه من! مگر این آیه را نشنیده‌ای که: انما یتقبل الله من المتقین (خدا فقط عمل پرهیزکارانرا می‌پذیرد.) تو چهار عمل بد داشتی: دزدیدن دو نان و دو انار؛ و آنها را بدون اجازهصاحبش بخشیدی و با این کار، چهار گناه دیگر مرتکب شدی که مجموعاً می‌شود هشت گناه.هیچ کار خوبی هم نداشته‌ای

همان طور که هاج و واج نگاهم می‌کرد، از او جدا شدم

آن گاه امام صادق فرمود:این گونه تفسیرها و توجیه‌هایجاهلانه در امور دینی سبب می‌شود عده‌ای گمراه شوند و دیگران را هم گمراه نمایند.

این انحراف‌های گفتاری و رفتاری که از برخیطلاب مشاهده می‌شود از عدم معرفت است، معرفت حاصل ده‌ها سال کار خوب است.

3.گسترده سازی روش استنباط بالمعنی الاخص در تمام علوم دینی

هر روز که می‌گذرد بر این اندیشه باور بیشتری پیدا می‌کنمکه ما باید روش دقیقی که در استنباط احکام به کار می‌بندیم را در دانش‌های دیگردینی داشته باشیم و با همان منهج به استنباط شریعت بالمعنی الاعم بپردازیم و اینروش دقیق را چنان سرلوحه کار خود قرار دهیم که حتی منبر هم می‌خواهیم آماده کنیم،از سر انضباط باشد. کارهایی کهبر اساسروش تحقیق درست به سامان نرسد، دوام ندارد و آسیب زا هم هست، جستجوی ناقص می‌کند وصحیح نمی‌اندیشد در نتیجه برآیندی هم ندارد. به تعبیر شیخ أجل سعدی : هر آنچه زود برآید،دیر نپاید. بر این اساس باور بنده آن است که ورود به مراکز تخصصی بدون شرکت در درسخارج صحیح نیست، لذا نکته‌ای بر ورود طلاب از سطح به مراکز تخصصی داریم، هرچنددوستان در مرکز مدیریت هم ادله خود را دارند و یکی از آنها تاخیر زمانی و مشکلاتناشی از بالارفتن سن و سال است اما به هر صورت نباید از پژوهش روشمند و دقیقی کهدر دانش فقه به کار بسته می‌شود؛ غفلت کرد.

4.عقل مداری

در کنار اخلاص و عالم بودن و روشمند پژوهیدن، عنصر عقل یاهمان نهاد بصیرت و حکمت از اهمیت زیادی برخوردار است، این بصیرت است که به انسان،فرقان می‌دهد و گرنه افراد مخلص و آشنای با معارف و مناهج داریم که از حکمت وبصیرت بی‌بهره‌اند و در بزنگاه‌ها جهت گیری‌های غیرحکیمانه صورت می‌دهند. به یکباره می‌بینید که یک فاضل حوزوی به دنبال شخص مجهول الهویه ای به راه می‌افتد و بهراه افتادن اوست که آن شخص مجهول الهویه و گاه سفیه را تبدیل به رهبر جریانی می‌کند.
شما رساله‌هایی که در دفاع از بابیت نگاشته شده را نگاه کنید، نویسنده چناناستدلال می‌کند که روشن است که کفایه بسان موم در مشت اوست ولی عقل از پس استدلالاو نیست.

در روایت است که هَبَطَ جَبْرَئِيلُ عَلَى آدَمَ ع فَقَالَ يَا آدَمُ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أُخَيِّرَكَوَاحِدَةً مِنْ ثَلَاثٍ فَاخْتَرْهَا وَ دَعِ اثْنَتَيْنِ فَقَالَ لَهُ آدَمُ يَا جَبْرَئِيلُوَ مَا الثَّلَاثُ فَقَالَ الْعَقْلُ وَ الْحَيَاءُ وَ الدِّينُ فَقَالَ آدَمُ إِنِّيقَدِ اخْتَرْتُ الْعَقْلَ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ لِلْحَيَاءِ وَ الدِّينِ انْصَرِفَاوَ دَعَاهُ‏ فَقَالَا يَا جَبْرَئِيلُ إِنَّا أُمِرْنَا أَنْ نَكُونَ مَعَ الْعَقْلِحَيْثُ كَانَ قَالَ فَشَأْنَكُمَا وَ عَرَجَ (الکلینی، الکافی، ج1، ص11، دار الکتب الاسلامیه ، تهران، 1365).

جبرئیل بر آدم ع فرود آمد و فرمود: ای آدم همانا من امر شده‌امتا تو را میان یکی از سه تا مخیر گردانم تا یکی را انتخاب کنی و دو تای دیگرراوانهی. پس آدم ع فرمود: ای جبرئیل آنسه چیست؟

پاسخ داد: عقل و حیاء و دین. پس آدم ع فرمود من عقل را انتخاب کردم. پس جبرئیل خطاب به حیاء و دین فرمود: رخت بربندید، اما آنان در پاسخ او گفتند: ای جبرئیل همانا مامأمور شده ایم که هر کجا عقل باشد همراه او باشیم، جبرائیل بدان‌ها فرمود: پس درجایگاه خود بمانید و به آسمان پر کشید.

کفیلان ایتام آل محمد ص با تکیه بر میراثی که پیامبران و اوصیاء و عالمان برای ما بهارمغان گذاشته اند، با مدد اخلاص و دانش و پژوهش روشمند و بصیرت باید داعی الله وهادی الی الامام و مبلغ شریعت باشند تا در پاسخ پرسش‌های سهمگین قیامت در نمانند وبه مقام‌های بلندی برسند که در وصف آن گفته شده‌ است: یغبطهم الانبیاء!

الحمد لله رب العالمین